الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
93
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
پس - رَفَدَهُ - و أَرْفَدَهُ - مثل - سقاه و أسقاه - است ( يعنى آب دادن و آب خوراندن ) . رُفِدَ فلان فهو مُرْفَد : به طور استعاره در بارهء كسى كه مقامى ، و رياستى به او داده شده به كار مىرود . رَفُود : شترى كه از زيادى شيرش قدح را پر مىكند - رَفُود - در معنى فاعل است و مَرَافِيد : شتران و گوسفندانى كه پيوسته در تابستان و زمستان شير مىدهند . شاعر گويد : فأطعمْتَ العِرَاقَ و رَافِدَيْه * فَزَارِيّا أَحَذَّ يَدِ القَمِيص « 1 » تَرَافَدُوا : يكديگر را يارى كردند . رِفَادَة : يارى نمودن حجّاج بيت اللّه است كه قبيلهء قريش قبل از اسلام هر كدام سهمى به صورت تعاون مىدادند و آن را به افرادى كه نيازمند بودند اختصاص داده و آنها را پذيرائى مىكردند . رفع :
--> ( 1 ) شعر از فرزدق است كه در مآخذ ديگر مختلف ذكر شده در - لسان العرب : بعثت الى العراق - و در مقائيس اللّغه و الكامل مبرّد ص 479 - بعثت على العراق - در حيوان جاحظ 5 / 197 و 6 / 51 - و معارف ابن قتيبه ص 979 - و الشّعر و الشّعراء - هم آمده است . يعنى : به عراق و دو رودخانه دجله و فراتش كه ميزبان واردين هستند و همه را اطعام مىكنند فزارى را فرستادهاى كه قطع كننده دست سپيد و بى گناه است و تبهكارى خيانت پيشه است . در حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در بارهء آغاز و آستانه قيامت آمده است كه « من اقتراب السّاعة ان يكون الفىء رفدا » يعنى در آستانهء فيامة « فىء » و خراج كه متعلّق به عموم مسلمين است در مورد خودش به كار نمىرود ، بلكه به صورت عطاء و بخشش در مىآيد ، و با استحقاق تقسيم نمىشود و به گروه خاصّ تعلّق مىگيرد . رافد - جانشين زمامدار كه در غيابش انجام وظيفه مىكند . ابو زيد انصارى مىگويد : رفدت على البعير : وسايل مهمانى را بر شتر نهادم . جوهرى مىگويد : مرفد - قدح بزرگى است كه با محتوايش - مهمانى مىكنند . كسانى هم - رفد و مرفد - را همان قدح شير مىداند . زجاج مىگويد : رفدته چيزى است كه كمك چيز ديگر قرار دهى و از آن يارى جويى - رفد - هم گروهى از مردم است . ( صح - لس مقائيس - النّوادر فى اللّغه ) .